بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ مااز حمله​های جند او وز زخم​های تند اواول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشیزین باده می​خواهی برو اول تنک چون شیشه شوهر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخوردبس جره​ها در جو زند بس بربط شش تو زندماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدنگر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپراسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما  زیرا نمی​دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما    سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما   بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما  چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما  از دل فراخی​ها برد دلتنگ ما دلتنگ ما  بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما  با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما  گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما  تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما

                                                                  مولوی